۱۳۸۷ فروردین ۲۰, سه‌شنبه

مرگ همکار


يکروز وقتى کارمندان به اداره رسيدند، اطلاعيه بزرگى را در تابلوى اعلانات ديدند که روى آن نوشته شده بود:
«ديروز فردى که مانع پيشرفت شما در اين اداره بود درگذشت. شما را به شرکت در مراسم تشييع جنازه که ساعت ١٠ در سالن اجتماعات برگزار مى‌شود دعوت مى‌کنيم.»
در ابتدا، همه از دريافت خبر مرگ يکى از همکارانشان ناراحت مى‌شدند امّا پس از مدتى، کنجکاو مى‌شدند که بدانند کسى که مانع پيشرفت آن‌ها در اداره مى‌شده که بوده است. اين کنجکاوى، تقريباً تمام کارمندان را ساعت١٠ به سالن اجتماعات کشاند. رفته رفته که جمعيت زياد مى‌شد هيجان هم بالا مى‌رفت. همه پيش خود فکر مى‌کردند: «اين فرد چه کسى بود که مانع پيشرفت ما در اداره بود؟ به هر حال خوب شد که مرد!»
کارمندان در صفى قرار گرفتند و يکى يکى نزديک تابوت مى‌رفتند و وقتى به درون تابوت نگاه مى‌کردند ناگهان خشکشان مى‌زد و زبانشان بند مى‌آمد.
آينه‌اى درون تابوت قرار داده شده بود و هر کس به درون تابوت نگاه مى‌کرد، تصوير خود را مى‌ديد. نوشته‌اى نيز بدين مضمون در کنار آينه بود:
«تنها يک نفر وجود دارد که مى‌تواند مانع رشد شما شود و او هم کسى نيست جزء خود شما. شما تنها کسى هستيد که مى‌توانيد زندگى‌تان را متحوّل کنيد. شما تنها کسى هستيد که مى‌توانيد بر روى شادى‌ها، تصورات و موفقيت‌هايتان اثر گذار باشيد. شما تنها کسى هستيد که مى‌توانيد به خودتان کمک کنيد.
زندگى شما وقتى که رئيستان، دوستانتان، والدين‌تان، شريک زندگى‌تان يا محل کارتان تغيير مى‌کند، دستخوش تغيير نمى‌شود. زندگى شما تنها فقط وقتى تغيير مى‌کند که شما تغيير کنيد، باورهاى محدود کننده خود را کنار بگذاريد و باور کنيد که شما تنها کسى هستيد که مسئول زندگى خودتان مى‌باشيد.
مهم‌ترين رابطه‌اى که در زندگى مى‌توانيد داشته باشيد، رابطه با خودتان است.
خودتان را امتحان کنيد. مواظب خودتان باشيد. از مشکلات، غيرممکن‌ها و چيزهاى از دست داده نهراسيد. خودتان و واقعيت‌هاى زندگى خودتان را بسازيد.
دنيا مثل آينه است. انعکاس افکارى که فرد قوياً به آن‌ها اعتقاد دارد را به او باز مى‌گرداند. تفاوت‌ها در روش نگاه کردن به زندگى است.»

۱۳۸۷ فروردین ۱۷, شنبه

چهار چیز

چهار چيز را نگه دار :

· گرسنگيت را سر سفره ديگران
· زبانت را در جمع
· دلت را در نماز
· چشمت در خانه ي دوست

چهار چيز است که نمي‌توان آن‌ها را بازگرداند:

· حرف ... پس از گفتن!
· سنگ ... پس از رها کردن!
· موقعيت... پس از پايان يافتن!
· زمان ... پس از گذشتن

خداوند

آرام باش ، تفکر کن سپس توکل کن و دست به کار شو
آنگاه دستهای خداوند را می بینی زودتر از تو دست بکار شده است
امام علی(ع)

۱۳۸۷ فروردین ۱۳, سه‌شنبه

ایران بزرگترین دشمن آمریکاست!

بر اساس یک نظرسنجی انجام شده در بین مردم آمریکا، ایران، عراق و چین سه دشمن اصلی آمریکا هستند. در این مطالعه که توسط موسسه گالوپ انجام شده ۲۵ درصد از پاسخ دهندگان گفته اند ایران بزرگترین دشمن آمریکاست! ۲۲ درصد عراق و ۱۴ درصد هم چین را مهمترین دشمن آمریکا خوانده اند. اما تنها ۹ درصد گفته اند کره شمالی دشمن اصلی آمریکاست. مطالعه یاد شده نشان می دهد شهروندان جمهوریخواه بیش از شهروندان دمکرات ایران را دشمن نخست آمریکا می دانند. برای پاسخ دهندگان دمکرات عراق همچنان دشمن اصلی آمریکاست. این نظرسنجی در ۱۱ تا ۱۴ فوریه گذشته بطور تلفنی انجام شد و در آن ۱۰۰۷ نفر شرکت کردند. ضریب خطای این نمونه گیری مثبت و منفی ۳ درصد است.

هنر انتقاد کردن

انتقاد يعني نقد کردن. نقد کردن نيز به معناي بررسي لايه هاي پنهان و نامرئي است که از چشمان بسياري پنهان است. بنابراين انتقاد از يک فرد باعث آشکار شدن يک لايه تاريک و مبهم از رفتار شخص مورد نظر خواهد شد و او را با نقاط ضعف و کاستي هاي خود روبرو خواهد کرد.
انتقاد سازنده
انتقاد سازنده از يک فرد سعي در تغيير رفتار شخص مورد نظر دارد، و هدف آن بررسي نقاط ضعف و کاستي هاست نه خرده گرفتن و اشکال تراشي.
انتقاد سازنده دقيق، صريح و بدون غرض است و اغراض شخصي، حزبي، گروهي و … در آن دخالت نمي کند.
انتقادي سازنده است که پيامد آن تغيير رفتار منفي در شخص مخاطب باشد و دريچه اي به سوي شکوفايي خلاقيت ها و استعدادها و پيشبرد اهداف سازمان بگشايد.
شما مي توانيد با انتقاد سازنده از يک شخص، شوق ارايه کار بهتر، دقت بيشتر در انجام امور محوله، فعاليت و تحرک بيشتر و … را به وجود آوريد و استعدادها و قابليت هاي بيشتري را در سازمان شکوفا کنيد و راه پيشرفت را بپماييد و به اهداف والاي سازمان نايل شويد.
يکي از مشکلات انتقاد کردن از يک فرد در سازمان و محيط کار، آن است که احتمال دارد فرد مورد نظر نيروي هيجاني قابل توجهي را در رابطه با کارش، صرف کرده باشد و بنابراين، انتقاد را به عنوان حمله به «خود» تلقي نمايد. مشکل ديگر در انتقاد کردن، احساس رقابتي است که معمولاً بين همکاران وجود دارد، اگر شما يکي از همکاران خود را مورد انتقاد قرار دهيد، ممکن است انتقاد شما به عنوان نوعي حمله به او يا به کار وي تلقي شود يا معناي اين انتقاد آن باشد که در مقايسه با او، رفتار شما بهتر است. بنابراين ضروري است که هنر انتقاد سازنده را بياموزيم و آن را به کار بنديم. لذا در ادامه به 15 اصلي که براي انتقاد کردن به شيوه سازنده بايد مورد توجه قرار گيرد، اشاره مي کنيم:
1- انتقاد در زمان مناسب
انتقاد سازنده زماني موثر واقع خواهد شد که در زمان مناسب آن صورت گيرد؛ يعني تا زماني که شرايط حاکم بر محيط در زمان وقوع مشکل يا نارسايي از بين نرفته است، بايد انتقاد کرد چرا که در صورت اتلاف وقت، انتقاد بي معني خواهد بود و در نظر شخص مورد نظر، کم اهميت جلوه گر خواهد شد.
2- انتقاد در مکان مناسب
اگر مي خواهيد از شخصي که نتيجه رفتار و اعمالش منفي است، انتقاد کنيد، اين کار را در محيط کار خود انجام دهيد و بهتر آن است که انتقاد در محل خلوت و به دور از چشم همکاران ديگر صورت پذيرد. اين نکته را هم به خاطر بسپاريد اگر در خارج از محيط کار از شخصي انتقاد کنيد، ممکن است اين انتقاد در نظر او کم اهميت و گاهاً تهديدآميز تلقي شود.
3- انتقاد به طور خصوصي
از اصول اوليه و مهم انتقاد سازنده، انتقاد به طور خصوصي است. براي آنکه انتقاد شما سازنده باشد به طور خصوصي از شخص انتقاد کنيد و در کنار انتقاد، نقاط قوت شخص را هم مورد تقدير قرار دهيد تا اطمينان يابد که شما خدماتش را نيز در نظر داريد. با اين کار زمينه را براي پذيرش انتقاد در مخاطب فراهم خواهيم کرد. بعد از انتقاد هم حرفها و درد دل مخاطب را نيز بشنويد تا مطمئن شويد که در قضاوت خود به راه خطا نرفته ايد. به اين نکته هم توجه داشته باشيد که اگر از فردي که نتيجه رفتار و اعمالش منفي است، در حضور همکاران ديگر انتقاد کنيد، نتيجه اين عمل شما آن خواهد بود که او را در موضع دفاعي شديدي قرار خواهيد داد.
4- انتقاد ملايم
اين نکته را همواره به ياد داشته باشيد که انتقاد شديد، هر چند با حسن نيت و خيرخواهانه انجام گيرد، باعث رنجش فرد و صدمه به «خود» او مي شود و رفتار دفاعي را در وي تحريک مي کند. بنابراين بهتر است ابتدا انتقاد را به شيوه اي ملايم آغاز کنيم و اگر ضروري تشخيص داديم، بعداً آن را شديدتر کنيم. همچنين توجه داشته باشيد که انتقاد شديد مشکل آفرين است، چون عدول از موضع خود و پس گرفتن يا تکذيب کردن، مشکل است.
5- انتقاد از روش کار نه از خود شخص
تنها از روش کار انتقاد کنيد نه از خود شخص. چرا که با اين کار خواهيد توانست شخص مورد نظر را به تغيير رفتار و روش انجام کار واداريد.
6- بيان انتقاد به طور فشرده
با سخنراني کردن و تکرار نکات، تاثير کلام انتقاد کننده از بين مي رود، بنابراين ضروري است که انتقاد را موجز و فشرده بيان کنيد تا مخاطب در وضعي قرار بگيرد که نکات مورد نظر را به خوبي درک کرده و نسبت به رفع نواقص و کاستي ها اقدام نمايد.
7- انتقاد مبتني بر واقعيت هاي عيني
به خاطر داشته باشيد که بسياري از انتقادها به آن دليل رد مي شوند که طرف مقابل فکر مي کند بي ارزش است. وقتي شما از واقعيتها براي طرح انتقاد استفاده مي کنيد، احتمال اينکه شخص مورد نظر، انتقاد شما را درک کند، بيشتر خواهد بود. بنابراين توصيه مي شود مبناي انتقاد خود را بر پايه واقعيتها قرار دهيد و نه ادراکهاي ذهني.
8- انتقاد در حيطه اختيارات و وظايف شخص مخاطب
وقتي مي خواهيد از برخي رفتار و اعمال شخصي انتقاد کنيد، اين نکته را به خاطر داشته باشيد که نکاتي را به عنوان انتقاد مطرح نماييد که در حيطه اختيارات و وظايف شخص مخاطب باشد، به طوري که وي بتواند در زمينه هاي مورد نظر شما، فعاليت نماييد و اشکالات کار را مرتفع سازد.
9- انتقاد بر حسب هدف مشترک
انتقادي سازنده خواهد بود که بر حسب هدف مشترک مطرح گردد. اگر انتقاد شما در جهت به انجام رسيدن مقصودي باشد که هر دو شما تلاش مي کنيد به آن دست يابيد، ممکن است درک آن براي شخص مخاطب، ساده تر باشد. بنابراين بهتر آن است که براي آنکه انتقاد شما سازنده باشد از کلماتي استفاده کنيد که بر همکاري تاکيد دارند و کمتر حالت رقابت جويي، جاه طلبي و سرزنش دارند. براي مثال در تهيه يک گزارش اگر همکار شما همکاري لازم را ندارد و مي خواهيد از او انتقاد کنيد اگر به او بگوييد: « اگر در زماني که من مشغول ويرايش متن گزارش هستم، شما نيز اطلاعات آماري را به صورت نهايي در بياوري، مي توانيم گزارش را سريعاً تهيه کنيم.» اثربخش تر خواهد بود تا اينکه بگوييد: «تا وقتي سريعتر آمارها را قطعي نسازي، من هم قادر نخواهم بود گزارش را به موقع به اتمام برسانم.»
10- انتقاد در پوشش «پيشنهاد»
انتقاد خود را در پوشش «پيشنهاد» و حتي «سئوال» مطرح کنيد تا شخص مخاطب راحت تر آن را بپذيرد.
11- پرهيز از کنايه در انتقاد
اگر قصد آن داريد که از يک شخص انتقادسازنده کنيد، از گوشه و کنايه زدن به شخص مخاطب جداً بپرهيزيد چرا که اين کار نشان دهنده آن است که شما از شخص عصباني هستيد نه از اينکه کار درست انجام نشده است. به همين دليل مخاطب در جبهه مخالف شما جاي خواهد گرفت و حتي اگر گفته هاي شما درست و منطقي هم باشد آنها را قلباً نخواهد پذيرفت.
12- پرهيز از افراط در انتقاد
در انتقاد کردن افراط نکنيد؛ يعني به شخص مخاطب نگوييد که از همه کارهاي او انتقاد داريد و هيچ يک از کارهاي او مورد تاييد شما نيست. براي مثال هيچ گاه نگوييد «مثل هميشه، شما کارتان را درست انجام نداده ايد»، يا « هيچ وقت نشده است که به کار شما اعتماد کنم» يا « براي صدمين بار است که به شما مي گويم…» . چرا که اين جملات مي رساند که شما منصف نيستيد و يا دقت نظر کافي در حل معضلات نداريد و در هر حالتي که شخص کاري را انجام دهد، شما باز از او انتقاد خواهيد کرد. بنابراين در انتقاد کردن از واژه هايي مانند «هميشه»، «هرگز»، «هيچ وقت» و … کمتر استفاده کنيد.
13- پرهيز از موضع دفاعي در انتقاد
در انتقاد سازنده نبايد موضع دفاعي گرفت؛ يعني براي انتقاد کردن پوزش نخواهيد چرا که اين امر مي رساند که شما در موضوعي که مورد انتقاد شماست، ترديد داريد.
14- پرهيز از موضع رياست در انتقاد
براي آنکه انتقاد شما سازنده باشد از ايفا کردن نقش رئيس، اجتناب کنيد. چرا که بيشتر کارکنان اگر احساس کنند همکارشان در هنگام انتقاد کردن نقش رئيس را ايفا مي کند، رنجش پيدا مي کنند. معني «رئيس بازي» آن است که شما به گونه اي رفتار کنيد که گويي با رابطه با شخص ديگر، اختيار (قدرت) رسمي داريد؛ در حالي که در حقيقت شما يک همکار يا مرئوس هستيد. براي مثال شما به همکار خود مي گوييد: «اگر اين کار را تا پايان ساعت اداري تمام نکني و به من تحويل ندهي بايد بعد از وقت اداري کار کني تا کار به اتمام برسد.»
15- تدبير مناسب در انتقاد از رييس
امکان دارد که در يک سازمان، شما بخواهيد از رفتار و اعمال منفي مدير و يا رئيس خود انتقاد کنيد. در اين مواقع براي آنکه انتقاد شما سازنده باشد توصيه مي شود انتقاد از رئيس را به عملکرد شغلي خود ربط دهيد؛ براي مثال به او بگوييد: رفتار شما -هر چند که قصد و نيت تان خوب است- دست و پاي مرا براي ارايه عملکرد شغلي مناسب، بسته است.
اين نکته را هم به خاطر بسپاريد که در انتقاد از رئيس خود، هرگز موضع رياست و يا موضع بالاتر را به خود نگيريد، چرا که اين کار ، امکان دارد به قيمت از دست دادن شغلتان تمام شود.