۱۳۸۷ شهریور ۲۴, یکشنبه
ده نکته طلایی برای ارتباط با دیگران
۱۳۸۷ شهریور ۲۲, جمعه
حکايت آن درخت
عابد بر ابليس غالب آمد و وي را بر زمين کوفت و بر سينه اش نشست. ابليس در اين ميان گفت:«دست بدار تا سخني بگويم، تو که پيامبر نيستي و خدا بر اين کار تو را مامور ننموده است، به خانه برگرد، تا هر روز دو دينار زير بالش تو نهم؛ با يکي معاش کن و ديگري را انفاق نما و اين بهتر و صوابتر از کندن آن درخت است»؛ عابد با خود گفت :« راست مي گويد، يکي از آن به صدقه دهم و آن ديگر هم به معاش صرف کنم» و برگشت.
بامداد ديگر روز، دو دينار ديد و بر گرفت. روز دوم دو دينار ديد و برگرفت. روز سوم هيچ نبود. خشمگين شد و تبر برگرفت. باز در همان نقطه، ابليس پيش آمد و گفت:«کجا؟» عابد گفت:«تا آن درخت برکنم»؛ گفت«دروغ است، به خدا هرگز نتواني کند» در جنگ آمدند. ابليس عابد را بيفکند چون گنجشکي در دست! عابد گفت: « دست بدار تا برگردم. اما بگو چرا بار اول بر تو پيروز آمدم و اينک، در چنگ تو حقير شدم؟»
ابليس گفت:« آن وقت تو براي خدا خشمگين بودي و خدا مرا مسخر تو کرد، که هرکس کار براي خدا کند، مرا بر او غلبه نباشد؛ ولي اين بار براي دنيا و دينار خشمگين شدي، پس مغلوب من گشتي»
منبع:کيمياي سعادت، ص 757
۱۳۸۷ مرداد ۲۱, دوشنبه
سخنان آلبرت انیشتن
* «اگر انسانها در طول عمر خویش فعالیت مغزشان به اندازه یک میلیونیوم معدهشان بود، اکنون کره زمین تعریف دیگری داشت.»
آلبرت انیشتن
۱۳۸۷ مرداد ۱۱, جمعه
علم و مال از دیدگاه علی ( ع )
شناخت علم راستین (علم الهی) آیینی است که با آن پاداش داده می شود ، و انسان در دوران
زندگی با آن خدا را اطاعت می کند و پس از مرگ نام نیکو به یادگار گذارد.
علم فرمانروا و مال فرمانبر است.
ثروت اندوزان بی تقوا،مرده اند، گرچه به ظاهر زنده اند. اما دانشمندان تا دنیا برقرار است زنده اند؛
بدن هایشان گرچه در زمین پنهان اما یاد آنان در دلها همیشه زنده است.
حکمت 147 نهج البلاغه
۱۳۸۷ تیر ۳۰, یکشنبه
طرز برخورد با افراديکه شما را تحقير مي کنند
مـن خــودم به شخصه زمانيکه به گذشته بر مي گردم افراد بســيار زيادي را به خاطر مي آورم که در برهه هاي مختلف زنـدگي مرا تحقـيــر مي کردند و ارزش ها و توانايي هايم را دسـت کـم مــي گرفتند. مطمئنـــم که همه شما تجربه اي مشـابه من داشته ايد، شايد کمتر کسي باشد که در طول زنـدگي خود با افراد اين چنيني برخورد نکرده باشد. بهترين تکــنيک اين است که ياد بگيريم به جاي اينکه برخورد تند از خود نشان بدهيم، با آنها مدارا کنيم.
در اين قسمت من چند تکنيک شخصي به شما آموزش مي دهم تا ياد بگيريد چگونه مي توان از پس اين افراد برآمد:
بايد توجه داشته باشيد که افرادي که شما را تحقير مي کنند و قصد آسيب رساندن به شما را دارند، در درجه اول بايد خودشان را بيازارند تا بتوانند شما را آزرده کنند.
بايد بدانيد که يک انسان کامروا، موفق، و با اعتماد به نفس هيچ نيازي به تحقير ديگران ندارد. شايد اين افراد از ديگران انتقادهاي سازنده اي کنند، اما هيچ گاه آنها را تحقير نمي کنند. برخي از افراد به طور کلي نظر منفي نسبت به ديگران دارند چون:
- به دليل کمبودهايي که احساس مي کنند دوست دارند خودشان را قدرتمند تر از سايرين جلوه بدهند تا به اين طريق بر تزلزل شخصيتي خود غلبه کنند.
- قبلاً کسي آنها را آزرده ساخته و چون توانايي مقابله با آن را نداشتند، با تحقير ديگران سعي مي کنند از موقعيت فعلي خود دفاع کند..
افرادي که به شدت شما را تحقير مي کنند با اين کار فقط ناراحتي، عدم موفقيت، و بي هدفي خود را در زندگي به نمايش مي گذارند و اين مشکل آنهاست نه شما. دانستن اين مطلب به شما کمک مي کند که راحت تر بتوانيد در کنار آنها به زندگي عادي خود ادامه دهيد و حرف هايشان را نشنيده بگيريد. اگر بدانيد که مشکل از طرف مقابل است نه شما، مي توانيد منطقي با مسائل برخورد کنيد و از حرف ها و کنايه هاي آنها شما را آزرده نخواهد کرد.
شايد فردي که داراي چنين خصوصياتي است يکي از نزديکان شما باشد و برايتان سخت باشد که بخواهيد از نظر عاطفي خودتان را از او جدا کنيد. هيچ نيازي به اين کار نيست، فقط سعي کنيد در بحث هايي که او راه مي اندازد، شرکت نکرده و خودتان را کنار بکشيد. قصد او اين است که کاري کند تا شما احساس بدي نسبت به خودتان پيدا کنيد. اين وظيفه شماست که به آنها اجازه انجام چنين کاري را ندهيد. براي بدست آوردن اطلاعات بيشتر در مورد چگونگي برخورد با افراد منفي نگر به قسمت: "طرز برخورد با افراد منفي گرا" مراجعه کنيد.
توضيحات و نکاتي در مورد افرادي که شما را تحقير مي کنند:
زمانيکه اينگونه افراد به شما حرفي مي زنند، در پاسخ به آنها، جواب هاي بي شماري به ذهن شما خطور مي کند. اگر چنين کاري را انجام دهيد، در واقع خودتان را با آن فرد هم شان ساخته ايد و اين دقيقاً همان چيزي است که آنها انتظارش را مي کشند. آنها مي خواهند شما را عصباني کنند تا برخورد شديدي از خود نشان دهيد، آنها ميخواهند شما احساس بدي نسبت به خودتان پيدا کنيد و قصدشان تنها آزار دادن و آسيب رساندن است. شما با جواب دادن به آنها در حقيقت وارد بازي ساختگي شان ميشويد، و در نهايت خودتان را آزار داده ايد. ممکن است بعداً به خاطر حرف هايي که در عصبانيت از دهانتان خارج شده پشيمان شويد. خوب در زمان بروز چنين حالتي چه کاري مي توان انجام داد؟ بهتر است يکي از موارد زير را امتحان کنيد:
زمانيکه احساس مي کنيد فردي با حالت تهاجمي با شما برخورد مي کند مي توانيد بگوييد: "ازت ممنونم اما فکر مي کنم بهتر است توصيه هايت را براي خودت نگه داري"
و يا: "خيلي سخاوتمندي ولي من نيازي به توصيه هاي تو ندارم"
همه اين مسائل به دليل خشم و نفرتي که در آنها وجود دارد، درست مي شود و شما هم مجبور نيستيد که بار مسئوليت زندگي آنها را به دوش بکشيد. شايد آنها بخواهند که از خشم و نفرت خود به شما سهمي بدهند، اما اين "هديه" اي است که شما واقعاً نيازي به آن نداريد.
اگر به توصيه هاي آنها گوش کنيد و هديه هاي مسمومشان را قبول کنيد، با اين کار خشم و عصبانيت آنها را به به درون خود راه داده ايد. به خودتان اجازه انجام چنين کاري را ندهيد. شما هيچ نيازي به اين هدايا نداريد، از کنار آنها عبور کنيد.
از پيشنهادت ممنونم
يکي ديگر از واکنش هاي مناسبي که در مقابل اين افراد مي توانيد از خود بروز دهيد اين است که به آنها بگوييد: "از پيشنهادت ممنونم" و بعد هم به ادامه کار خود بپردازيد. با بيان اين عبارت شما در حقيقت به بحث پايان مي دهيد. آنها منتظر هستند که شما از خود عکس العمل نشان دهيد و زمانيکه اين کار را انجام نمي دهيد، ديگر چيزي براي گفتن نخواهند داشت.
ممنونم، شايد حق با تو باشه
"بايرن کيتي" در کتاب خود با عنوان: "عشقت را مي خواهم – آيا حقيقت دارد؟" معتقد است که بهترين واکنش در مقابل اين افراد: "ممنوم، شايد حق با تو باشه" است. او اظهار مي دارد زمانيکه نظرات ديگران سبب آزرده ساختن شما مي شو،د بايد نگاهي عمقي به درون خود داشته باشيد و ببنيد دليل اصلي اين رنجش خاطرها چيست. با اين کار هم عکس العمل شديد نشان نداده ايد، هم بر روي خود دقيق تر شده ايد.
ديگران تا زمانيکه شما به آنها اجازه ندهيد، نمي توانند شما را بيازارند. در برخي مواقع بهتر است نگاهي به طرز برخورد خود با طرف مقابل داشته باشيد و ببينيد شما چه کاري انجام داده ايد که او به خودش اجازه داده تا يک چنين پيشنهاداتي نسبت به شما ارائه دهد. آيا توانايي تغيير شرايط را داريد؟ آيا به واقع عقايد او صحت دارند؟
بايد ببينيد که چرا اين اظهار نظر خاص باعث رنجش شما مي شود. عکس العمل هاي شما، حرف هاي زيادي در مورد شخصيتتان مي زند. در اينجا همه چيز مربوط به شماست و نه شخص مقابل.
اجازه دهيد بداند که چه احساسي داريد
اگر به فکر تلافي کردن باشيد، خودتان را بي ارزش مي کنيد. بايد خيلي رو راست به او بگوييد که نظرش شما را آزرده ساخته. البته بايد اين کار را در نهايت آرامش انجام دهيد، به عنوان مثال: "زمانيکه به نظريات من بي توجهي مي کني و آنها را نميپذيري، واقعاً ناراحت مي شوم." فقط به آرامي بيان کنيد و منتظر واکنش آنها بشويد. بهتر است اين کار را زماني انجام دهيد که تک به تک با فرد مقابل تنها مي شويد، اين امکان وجود دارد که آنها خودشان هم متوجه نباشند که در حال آزار و اذيت شما هستند.
اگر چنين بحثي در محيط کار پيش آمد، مي توانيد ادامه بحث را به زمان ديگري موکول کنيد، به عنوان مثال اگر يکي از همکارانتان به شما گفت: "من احساس مي کنم تو نسبت به مسائل مختلف بيش از اندازه حساس هستي" به او بگوييد: "ترجيح مي دهم روي مسائل کاري تمرکز کنيم" و يا "الآن مسائل مهمتري براي انجام دادن وجود دارد، بهتر است به مسائل کاري توجه کنيم و موارد شخصي را بگذاريم براي بعد"
با اين کار، آنها را متوجه مي کنيد که هم از نظرشان خوشتان نيامده و هم کاملاً حرفه اي با آنها برخورد کرده ايد.
ساير نکاتي که در اين زمينه بايد به خاطر داشته باشيد به شرح زير مي باشد:
شما نياز به تاييد ديگران نداريد
گاهي اوقات نظر ديگران به اين دليل شما را آزرده مي سازد چرا که از آنها انتظار تاييد 100% داشته ايد، اما نظر آنها بر خلاف انتظار شما از آب در مي آيد. شايد پيشنهاد آنها زياد هم بد نباشد، اما در نظر شما بد جلوه کند، به عنوان مثال اگر سرپرست بخش به شما بگويد: "کارت واقعاً عالي بود، اما آيا ميتواني پاراگراف آخر را اصلاح کني تا کارت قوي تر شود؟" ممکن است ناراحت شويد، و به اين دليل که توقع شنيدن چنين اظهار نظري را نداشتيد، قسمت اول آنرا هم نمي شنويد، و فقط متوجه بخش انتقادي آن مي شويد.
اگر اين نوع اظهار نظرها را به عنوان نوعي توهين و تحقير در نظر نگيريد، آنوقت ميتوانيد اين نظريه را به عنوان فرصتي براي پيشبرد توانايي هاي خود به کار بنديد.
راهي سريع براي ايجاد عزت نفس – به دنبال تاييد گرفتن از ديگران نباشيد
آيا آنها از داستانهاي ذهني شما با خبر هستند؟
در برخي شرايط، ممکن است نظريات ديگران در ذهن شما به منزله نوعي اهانت به شمار آيد، درصورتيکه طرف مقابل به هيچ وجه قصد انجام چنين کاري را ندارد. اين امر به دليل تفکرات ذهني شما و يا به دليل داستان هاي ذهني که براي خودتان ساخته ايد، بوجود مي آيد، به همين دليل چيزي را مي بينيد که وجود خارجي ندارد و تنها زاييده خيال و اوهام ذهنيتان است.
در اينجا برايتان مثالي مي آوريم؛ فرض کنيد شخصي براي شما هديه اي آورده. اگر شما اعتقاد داشته باشيد که او قصد آسيب رساندن به شما را داشته، ممکن است با خودتان فکر کنيد:"او مي خواهد از راههاي مسالمت آميز وارد شده و از خلق خوش من سوء استفاده کند." اما حقيقت چيز ديگري است و او تنها قصد دارد که به شما نشان دهد تا چه حد برايش ارزش و اهميت داريد. در يک چنين شرايطي بايد از خودتان سؤال کنيد که آيا واقعاً همه چيز را آنطور که هست مي بينيد و يا مي شنويد؟ (هيچ چيز معناي حاصي ندارد تا زمانيکه شما به آن معنا ببخشيد) و يا اينکه داستان ذهني خودتان را وارد کار مي کنيد.
داستان زندگي شما چيست؟ آيا بايد از آن گذشت؟
آيا منعکس کننده اعتقادات شماست؟
بايد توجه داشته باشيد که اگر خودتان احساس مي کنيد که فرد دوست داشتني نيستيد، آنوقت اين حس به ديگران هم منتقل شده و آنها نيز تصور مي کنند که نميتوانند شما را دوست داشته باشند. اگر تصور کنيد که فقط استحقاق اهانت و تحقير را داريد، آنگاه چيزي جز اين هم عايدتان نخواهد شد. اگر يک چنين تصوري داريد شايد نوبت به آن رسيده باشد که نگاه عميق تري به درون خود انداخته و اعتقادات خود را زير سؤال ببريد.
انعکاس دادن – کليد درک شخصي
نسبت به تحقيرهاي زيرکانه هشيار باشيد
زمانيکه صبر مي کنيد و به پيغام هايي که به طور روزانه دريافت مي کنيد مي انديشيد، به اين نتيجه مي رسيد که خيلي بيشتر از آن چيزي که تصور مي کرده ايد در معرض انتقاد و اهانت قرار گرفته ايد. دليلش هم اين است که دنيا پر است از انسان هايي که قصد تحقير ديگران را دارند. هر جايي که مي رويد، به هر کجا که نگاه مي کنيد، هر چيزي که در روزنامه مي خوانيد و يا در تلويزيون تماشا مي کنيد، و حتي تبليغاتي که مشاهده مي کنيد، همه و همه قصد دارند به شما بگويند که تا زمانيکه از محصولات آنها استفاده نکنيد، طرز خاصي لباس نپوشيد، مطالعات خاصي نداشته باشيد، طرز خاصي راه نرويد، به اندازه کافي خوب نيستيد. آنها به طور ماهرانه اي عزت نفس و ارزش شخصي شما را زير سؤال مي برند.
هيچ کس دوست ندارد مورد انتقاد قرار بگيرد؛ به همين دليل اگر مي خواهيد سالم زندگي کنيد و از عزت نفس برخوردار باشيد، بايد اين پيغام هاي منفي که از سايرين در مورد شخصيتتان مي شنويد را ناديده بگيريد.
نگاهي اجمالي به شيوه هاي برخورد با افرادي که شما را تحقير مي کنند
زمانيکه در معاشرت با افرادي قرار مي گيريد که شما را خوار مي کنند، به ياد داشته باشيد:
1- با تحقير کردن متقابل، کارشان را تلافي نکنيد.
2- طرز برخوردشان چيزهاي زيادي در مورد آنها به شما مي گويد، به راحتي مي توانيد درک کنيد که دليل همه اين کارها، خشم و نفرتي است که وجودشان را فراگرفته و خودشان بايد با آن کنار بيايند نه شما.
3- آيا مي توانيد از ميان نظريات آنها براي خود يک "هديه" پيدا کنيد؟ مي توانيد به يکي از نقاط ضعف و يا قوت خود در بين نظريات آنها پي ببريد؛ اگر قوت بود آنرا افزايش دهيد و اگر ضعف بود در پي جبران آن برآييد.
4- ممکن است برداشتي که از نظريات آنها مي کنيد کاملاً نادرست باشد و آنها واقعاً از گفته هاي خود http://www.blogger.com/img/gl.bold.gif
درج برچسب های برجستهقصد و منظوري مداشته باشند. تنها به دليل اعتقادات و باورهاي ذهني نمي توانيد ديگران را متهم کنيد.
5- نسبت به پيام هاي زيرکانه اي که ممکن است نظريات منفي در بر داشته باشند، آگاه باشيد (مانند تبليغاتي که هر روزه به گوشتان مي رسد) و به آنها اجازه ندهيد تا حس ارزشمندي و اعتبار شخصي شما را زير سوال ببرند.
گاهي اوقات برخي از توهين ها و تحقيرها هستند که برخورد با آنها صورت مناسبي ندارد، اما اگر بتوانيد از آنها به نفع خود استفاده کنيد، بهترين کار را انجام داده ايد.
۱۳۸۷ خرداد ۱۲, یکشنبه
ناگفته هایی از زبان فارسی
آیا می دانستید که بسیاری از واژه های عربی در زبان فارسی در واقع عربی نیستند و اعراب آن ها را به معنایی که خود می دانند در نمی یابند ؟ این واژه ها را " ساختگی " (جعلی) می نامند و بیش ترشان ساخته ی ترکان عثمانی است. از آن زمره اند :ابتدایی (عرب می گوید: بدائی)، انقلاب (عرب می گوید: ثوره)، تجاوز (اعتداء)، تولید (انتاج)، تمدن (مدنیه)، جامعه (مجتمع)، جمعیت (سکان)، خجالت (حیا)، دخالت (مداخله)، مثبت (وضعی)، مسری (ساری)، مصرف (استهلاک)، مذاکره ( مفاوضه)، ملت (شَعَب)، ملی (قومی)، ملیت (الجنسیه) و بسیاری از واژه های دیگر.بسیاری از واژه های عربی در زبان فارسی را نیز اعراب در زبان خود به معنی دیگری می فهمند، از آن زمره اند :رقیب (عرب می فهمد: نگهبان)، شمایل (عرب می فهمد: طبع ها)، غرور (فریفتن)، لحیم (پرگوشت)، نفر (مردم)، وجه (چهره) و بسیاری از واژه های دیگر.– آیا می دانستید که ما بسیاری از واژه های فارسی مان را به عربی و یا به فرنگی واگویی (تلفظ) می کنیم ؟ این واژه های فارسی را یا اعراب از ما گرفته و عربی ( معرب ) کرده اند و دوباره به ما پس داده اند و یا از زبان های فرنگی ، که این واژها را به طریقی از خود ما گرفته اند، دوباره به ما داده اند و از آن زمره اند :از عربی :فارسی (که پارسی بوده است)، خندق (که کندک بوده است)، دهقان (دهگان)، سُماق (سماک)، صندل (چندل)، فیل (پیل)، شطرنج (شتررنگ)، غربال (گربال)، یاقوت (یاکند)، طاس (تاس)، طراز (تراز)، نارنجی (نارنگی)، سفید (سپید)، قلعه (کلات)، خنجر (خون گر)، صلیب (چلیپا) و بسیاری از واژه های دیگر.از روسی :استکان : این واژه در اصل همان «دوستگاني» فارسي است که در فارسي قديم به معناي جام شراب بزرگ و يا نوشيدن شراب از يك جام به افتخار دوست بوده است که از سده ی ١۶ ميلادي از راه زبان تركي وارد زبان روسي شده و به شكل استكان درآمده است و اکنون در واژهنامههاي فارسي آن را وامواژهاي روسي ميدانند.سارافون : اين واژه در اصل «سراپا» ی فارسي بوده است كه از راه زبان تركي وارد زبان روسي شده و واگویی آن عوض شده است. اکنون سارافون به نوعي جامه ی ملي زنانه ی روسي گفته ميشود كه بلند و بدون استين است.پیژامه: همان « پای جامه» ی فارسی می باشد که اکنون در زبان های انگلیسی، آلمانی، فرانسوی و روسی pyjama
نوشته شده و به کار می رود و آن ها مدعی وام دادن آن به ما هستند.● واژه های فراوانی در زبان های عربی، ترکی، روسی، انگلیسی، فرانسوی و آلمانی نیز فارسی است و بسیاری از فارسی زبانان آن را نمی دانند. از آن جمله اند :کیوسک که از کوشک فارسی به معنی ساختمان بلند گرفته شده است و در تقریبن همه ی زبان های اروپایی هست.شغال که در روسی shakal ، در فرانسوی chakal ، در انگلیسی jackalو در آلمانیSchakal نوشته می شود.کاروان که در روسی karavan، در فرانسوی caravane، در انگلیسی caravanو در آلمانی Karawane نوشته می شود.کاروانسرا که در روسی karvansarai ، در فرانسوی caravanserail، در انگلیسی caravanserai و در آلمانیkarawanserei نوشته می شود. پردیس به معنی بهشت که در فرانسوی paradis ، در انگلیسی
paradise و در آلمانی Paradies نوشته می شود. مشک که در فرانسوی musc ، در انگلیسی muskو در آلمانی Moschus نوشته می شود.شربت که در فرانسوی sorbet ، در انگلیسی sherbet و در آلمانی Sorbet نوشته می شود. بخشش که در انگلیسی baksheesh و در آلمانی Bakschisch نوشته می شود و در این زبان ها معنی رشوه هم می دهد. لشکر که در فرانسوی و انگلیسی lascar نوشته می شود و در این زبان ها به معنی ملوان هندی نیز هست.خاکی به معنی رنگ خاکی که در زبان های انگلیسی و آلمانی khaki نوشته می شود. کیمیا به معنی علم شیمی که در فرانسوی، در انگلیسی و در آلمانی نوشته می شود. ستاره که در فرانسوی astre در انگلیسی star
و در آلمانی Stern نوشته می شود. Esther نیز که نام زن در این کشورها است به همان معنی ستاره می باشد. برخی دیگر از نام های زنان در این کشور ها نیز فارسی است، مانند :Roxane که از واژه ی فارسی رخشان به معنی درخشنده می باشد و در فارسی نیز به همین معنی برای نام زنان " روشنک " وجود دارد. Jasmine که از واژه ی فارسی یاسمن و نام گلی استLila که از واژه ی فارسی لِیلاک به معنی یاس بنفش رنگ است.Ava که از واژه ی فارسی آوا به معنی صدا یا آب است . مانند آوا گاردنرواژه های فارسی موجود در زبان های عربی ، ترکی و روسی را به دلیل فراوانی جداگانه خواهیم آورد. آیا می دانستید که این عادت امروز ایرانیان که در جملات نهی کننده ی خود ن نفی را به جای م نهی به کار می برند از دیدگاه دستور زبان فارسی نادرست است ؟ امروز ایرانیان هنگامی که می خواهند کسی را از کاری نهی کنند، به جای آن که مثلا بگویند : مکن ! یا مگو ! ( یعنی به جای کاربرد م نهی ) به نادرستی می گویند : نکن ! یا نگو ! ( یعنی ن نفی را به جای م نهی به کار می برند ).در فارسی، درست آن است که برای نهی کردن از چیزی، از م نهی استفاده شود، یعنی مثلا باید گفت : مترس ! ، میازار ! ، مده ! ، مبادا ! ( نه نترس ! ، نیازار ! ، نده ! ، نبادا ! ) و تنها برای نفی کردن ( یعنی منفی کردن فعلی ) ن نفی به کار رود، مانند : من گفته ی او را باور نمی کنم، چند روزی است که رامین را ندیده ام . او در این باره چیزی نگفت.
آیا می دانستید که اصل و نسب برخی از واژه ها و عبارات مصطلح در زبان فارسی در واژه یا عبارتی از یک زبان بیگانه قرار دارد و شکل دگرگون شده ی آن وارد زبان عامه ی ما شده است ؟به نمونه های زیر توجه کنید :هشلهف : مردم برای بیان این نظر که واگفت ( تلفظ ) برخی از واژه ها یا عبارات از یک زبان بیگانه تا چه اندازه می تواند نازیبا و نچسب باشد، جمله ی انگلیسی I shall have ( به معنی من خواهم داشت ) را به مسخره هشلهف خوانده اند تا بگویند ببینید واگویی این عبارت چقدر نامطبوع است ! و اکنون دیگر این واژه ی مسخره آمیز را برای هر واژه یا عبارت نچسب و نامفهوم دیگر نیز ( چه فارسی و چه بیگانه ) به کار می برند. چُسان فُسان : از واژه ی روسی Cossani Fossani به معنی آرایش شده و شیک پوشیده گرفته شده است. زِ پرتی : وازه ی روسی Zeperti به معنی زتدانی است و استفاده از آن یادگار زمان قزاق ها ی روسی در ایران است در آن دوران هرگاه سربازی به زندان می افتاد دیگران می گفتند یارو زپرتی شد و این واژه کم کم این معنی را به خود گرفت که کار و بار کسی خراب شده و اوضاعش دیگر به هم ریخته است. شِر و وِر : از واژه ی فرانسوی Charivari به معنی همهمه، هیاهو و سرو صدا گرفته شده است.فاستونی : پارچه ای است که نخستین بار در شهر باستون Boston در امریکا بافته شده است و باستونی می گفته اند.اسکناس : از واژه ی روسی Assignatsia که خود از واژه ی فرانسوی
Assignat به معنی برگه ی دارای ضمانت گرفته شده است. فکسنی : از واژه ی روسی Fkussni به معنی با مزه گرفته شده است و به کنایه و واژگونه یعنی به معنی بی خود و مزخرف به کار برده شده است لگوری ( دگوری هم می گویند) : یادگار سربازخانه های ایران در دوران تصدی سوئدی ها است که به زبان آلمانی به فاحشه ی کم بها یا فاحشه ی نظامی می گفتند : Lagerhure .نخاله : یادگار سربازخانه های قزاق های روسی در ایران است که به زبان روسی به آدم بی ادب و گستاخ می گفتند Nakhal و مردم از آن برای اشاره به چیز اسقاط و به درد نخور هم استفاده کرده اند.
۱۳۸۷ اردیبهشت ۲۶, پنجشنبه
عشق چست؟ ازدواج چيست؟
تو نیکی کن و در دجله انداز
يك روز، در حالي كه به دنبال امرار معاش خانواده اش بود، از باتلاقي در آن نزديكي صداي درخواست كمك را شنید، وسايلش را بر روي زمين انداخت و به سمت باتلاق دوید...
پسری وحشت زده که تا كمر در باتلاق فرو رفته بود، فرياد مي زد و تلاش مي كرد تا خودش را آزاد كند.
فارمر فلمينگ او را از مرگي تدریجی و وحشتناك نجات می دهد...
روز بعد، كالسكه اي مجلل به منزل محقر فارمر فلمينگ رسید.
مرد اشراف زاده خود را به عنوان پدر پسري معرفي کرد كه فارمر فلمينگ نجاتش داده بود.
اشراف زاده گفت: " مي خواهم جبران كنم شما زندگي پسرم را نجات دادی".
کشاورز اسکاتلندی جواب داد: " من نمي توانم براي كاري كه انجام داده ام پولی بگيرم".
در همين لحظه پسر كشاورز وارد كلبه شد.
اشراف زاده پرسید: " پسر شماست؟"
كشاورز با افتخار جواب داد:"بله"
با هم معامله مي كنيم. اجازه بدهيد او را همراه خودم ببرم تا تحصيل كند. اگر شبيه پدرش باشد، به مردي تبديل خواهد شد كه تو به او افتخار خواهي كرد...
پسر فارمر فلمينگ از دانشكده پزشكي سنت ماري در لندن فارغ التحصيل شد و همين طور ادامه داد تا در سراسر جهان به عنوان سر الكساندر فلمينگ كاشف پنسيلين مشهور شد...
سال ها بعد، پسر اشراف زاده به ذات الريه مبتلا شد.
چه چيزي نجاتش داد؟ پنسيلين !
۱۳۸۷ اردیبهشت ۲۰, جمعه
غریبی از پشت کوه
دانایی از او پرسید: از چه روی بر خود این لقب نهاده ای . گفت: از آن روی که از پشت کوه آمده ام و چون ستاره در شهر درخشانم.
دانا گفت: آنکه در آسمان شب فراوان است ستاره است و تو یکی از آن جماعت.
گفت : آخر من روز می آیم.
او را گفت: خورشید هم چنین است و چنان که تو افاده به خرج می دهی نه بلکه او بی ریاست و گرمایش مثل نورش به همه به اندازه آورده است. نه مثل ما آدمیان که دهان مفت گویی و مفت خوریمان باز است. و درخشانی خود را آواز می دهیم.
غریب از دانا تشکر فراوان کرد . از او خدا حافظی نمود.
دانا پرسید حالا به کجا می روی !
گفت: به همان پشت کوه که اگر نوری هست بدون جار وجنجال بر مردم خودم بریزم و نیاز به فریاد و سخنی نباشد. و الا سر بر خاک نهم و هیچ نگویم.
۱۳۸۷ اردیبهشت ۱۷, سهشنبه
جهنم و بهشت
افرادی که دور میز نشسته بودند بسیار لاغر مردنی و مریض حال بودند. به نظر قحطی زده می آمدند. آنها در دست خود قاشق هایی بادسته بسیار بلند داشتند که این دسته ها به بالای بازوهایشان وصل شده بود و هر کدام از آنها به راحتی می توانستند دست خود را داخل ظرف خورش ببرند تا قاشق خود را پُر کنند. اما از آن جایی که این دسته ها از بازوهایشان بلند تر بود، نمی توانستند دستشان را برگردانند و قاشق را در دهان خود فرو ببرند.مرد روحانی با دیدن صحنه بدبختی و عذاب آنها غمگین شد. خداوند گفت: "تو جهنم را دیدی!"آنها به سمت اتاق بعدی رفتند و خدا در را باز کرد. آنجا هم دقیقا مثل اتاق قبلی بود. یک میز گرد با یک ظرف خورش روی آن، که دهان مرد را آب انداخت!افرادِ دور میز، مثل جای قبل همان قاشق های دسته بلند را داشتند، ولی به اندازه کافی قوی و تپل بوده، می گفتند و می خندیدند. مرد روحانی گفت: "نمی فهمم!"
خداوند جواب داد: "ساده است! فقط احتیاج به یک مهارت دارد! می بینی؟ اینها یاد گرفته اند که به همدیگر غذا بدهند، در حالی که آدم های طمع کار تنها به خودشان فکر می کنند!"
۱۳۸۷ فروردین ۲۰, سهشنبه
مرگ همکار
يکروز وقتى کارمندان به اداره رسيدند، اطلاعيه بزرگى را در تابلوى اعلانات ديدند که روى آن نوشته شده بود:
«ديروز فردى که مانع پيشرفت شما در اين اداره بود درگذشت. شما را به شرکت در مراسم تشييع جنازه که ساعت ١٠ در سالن اجتماعات برگزار مىشود دعوت مىکنيم.»
در ابتدا، همه از دريافت خبر مرگ يکى از همکارانشان ناراحت مىشدند امّا پس از مدتى، کنجکاو مىشدند که بدانند کسى که مانع پيشرفت آنها در اداره مىشده که بوده است. اين کنجکاوى، تقريباً تمام کارمندان را ساعت١٠ به سالن اجتماعات کشاند. رفته رفته که جمعيت زياد مىشد هيجان هم بالا مىرفت. همه پيش خود فکر مىکردند: «اين فرد چه کسى بود که مانع پيشرفت ما در اداره بود؟ به هر حال خوب شد که مرد!»
کارمندان در صفى قرار گرفتند و يکى يکى نزديک تابوت مىرفتند و وقتى به درون تابوت نگاه مىکردند ناگهان خشکشان مىزد و زبانشان بند مىآمد.
آينهاى درون تابوت قرار داده شده بود و هر کس به درون تابوت نگاه مىکرد، تصوير خود را مىديد. نوشتهاى نيز بدين مضمون در کنار آينه بود:
«تنها يک نفر وجود دارد که مىتواند مانع رشد شما شود و او هم کسى نيست جزء خود شما. شما تنها کسى هستيد که مىتوانيد زندگىتان را متحوّل کنيد. شما تنها کسى هستيد که مىتوانيد بر روى شادىها، تصورات و موفقيتهايتان اثر گذار باشيد. شما تنها کسى هستيد که مىتوانيد به خودتان کمک کنيد.
زندگى شما وقتى که رئيستان، دوستانتان، والدينتان، شريک زندگىتان يا محل کارتان تغيير مىکند، دستخوش تغيير نمىشود. زندگى شما تنها فقط وقتى تغيير مىکند که شما تغيير کنيد، باورهاى محدود کننده خود را کنار بگذاريد و باور کنيد که شما تنها کسى هستيد که مسئول زندگى خودتان مىباشيد.
مهمترين رابطهاى که در زندگى مىتوانيد داشته باشيد، رابطه با خودتان است.
خودتان را امتحان کنيد. مواظب خودتان باشيد. از مشکلات، غيرممکنها و چيزهاى از دست داده نهراسيد. خودتان و واقعيتهاى زندگى خودتان را بسازيد.
دنيا مثل آينه است. انعکاس افکارى که فرد قوياً به آنها اعتقاد دارد را به او باز مىگرداند. تفاوتها در روش نگاه کردن به زندگى است.»
۱۳۸۷ فروردین ۱۷, شنبه
چهار چیز
· گرسنگيت را سر سفره ديگران
· زبانت را در جمع
· دلت را در نماز
· چشمت در خانه ي دوست
چهار چيز است که نميتوان آنها را بازگرداند:
· حرف ... پس از گفتن!
· سنگ ... پس از رها کردن!
· موقعيت... پس از پايان يافتن!
· زمان ... پس از گذشتن
خداوند
آنگاه دستهای خداوند را می بینی زودتر از تو دست بکار شده است
امام علی(ع)
۱۳۸۷ فروردین ۱۳, سهشنبه
ایران بزرگترین دشمن آمریکاست!
هنر انتقاد کردن
انتقاد سازنده
انتقاد سازنده از يک فرد سعي در تغيير رفتار شخص مورد نظر دارد، و هدف آن بررسي نقاط ضعف و کاستي هاست نه خرده گرفتن و اشکال تراشي.
انتقاد سازنده دقيق، صريح و بدون غرض است و اغراض شخصي، حزبي، گروهي و … در آن دخالت نمي کند.
انتقادي سازنده است که پيامد آن تغيير رفتار منفي در شخص مخاطب باشد و دريچه اي به سوي شکوفايي خلاقيت ها و استعدادها و پيشبرد اهداف سازمان بگشايد.
شما مي توانيد با انتقاد سازنده از يک شخص، شوق ارايه کار بهتر، دقت بيشتر در انجام امور محوله، فعاليت و تحرک بيشتر و … را به وجود آوريد و استعدادها و قابليت هاي بيشتري را در سازمان شکوفا کنيد و راه پيشرفت را بپماييد و به اهداف والاي سازمان نايل شويد.
يکي از مشکلات انتقاد کردن از يک فرد در سازمان و محيط کار، آن است که احتمال دارد فرد مورد نظر نيروي هيجاني قابل توجهي را در رابطه با کارش، صرف کرده باشد و بنابراين، انتقاد را به عنوان حمله به «خود» تلقي نمايد. مشکل ديگر در انتقاد کردن، احساس رقابتي است که معمولاً بين همکاران وجود دارد، اگر شما يکي از همکاران خود را مورد انتقاد قرار دهيد، ممکن است انتقاد شما به عنوان نوعي حمله به او يا به کار وي تلقي شود يا معناي اين انتقاد آن باشد که در مقايسه با او، رفتار شما بهتر است. بنابراين ضروري است که هنر انتقاد سازنده را بياموزيم و آن را به کار بنديم. لذا در ادامه به 15 اصلي که براي انتقاد کردن به شيوه سازنده بايد مورد توجه قرار گيرد، اشاره مي کنيم:
1- انتقاد در زمان مناسب
انتقاد سازنده زماني موثر واقع خواهد شد که در زمان مناسب آن صورت گيرد؛ يعني تا زماني که شرايط حاکم بر محيط در زمان وقوع مشکل يا نارسايي از بين نرفته است، بايد انتقاد کرد چرا که در صورت اتلاف وقت، انتقاد بي معني خواهد بود و در نظر شخص مورد نظر، کم اهميت جلوه گر خواهد شد.
2- انتقاد در مکان مناسب
اگر مي خواهيد از شخصي که نتيجه رفتار و اعمالش منفي است، انتقاد کنيد، اين کار را در محيط کار خود انجام دهيد و بهتر آن است که انتقاد در محل خلوت و به دور از چشم همکاران ديگر صورت پذيرد. اين نکته را هم به خاطر بسپاريد اگر در خارج از محيط کار از شخصي انتقاد کنيد، ممکن است اين انتقاد در نظر او کم اهميت و گاهاً تهديدآميز تلقي شود.
3- انتقاد به طور خصوصي
از اصول اوليه و مهم انتقاد سازنده، انتقاد به طور خصوصي است. براي آنکه انتقاد شما سازنده باشد به طور خصوصي از شخص انتقاد کنيد و در کنار انتقاد، نقاط قوت شخص را هم مورد تقدير قرار دهيد تا اطمينان يابد که شما خدماتش را نيز در نظر داريد. با اين کار زمينه را براي پذيرش انتقاد در مخاطب فراهم خواهيم کرد. بعد از انتقاد هم حرفها و درد دل مخاطب را نيز بشنويد تا مطمئن شويد که در قضاوت خود به راه خطا نرفته ايد. به اين نکته هم توجه داشته باشيد که اگر از فردي که نتيجه رفتار و اعمالش منفي است، در حضور همکاران ديگر انتقاد کنيد، نتيجه اين عمل شما آن خواهد بود که او را در موضع دفاعي شديدي قرار خواهيد داد.
4- انتقاد ملايم
اين نکته را همواره به ياد داشته باشيد که انتقاد شديد، هر چند با حسن نيت و خيرخواهانه انجام گيرد، باعث رنجش فرد و صدمه به «خود» او مي شود و رفتار دفاعي را در وي تحريک مي کند. بنابراين بهتر است ابتدا انتقاد را به شيوه اي ملايم آغاز کنيم و اگر ضروري تشخيص داديم، بعداً آن را شديدتر کنيم. همچنين توجه داشته باشيد که انتقاد شديد مشکل آفرين است، چون عدول از موضع خود و پس گرفتن يا تکذيب کردن، مشکل است.
5- انتقاد از روش کار نه از خود شخص
تنها از روش کار انتقاد کنيد نه از خود شخص. چرا که با اين کار خواهيد توانست شخص مورد نظر را به تغيير رفتار و روش انجام کار واداريد.
6- بيان انتقاد به طور فشرده
با سخنراني کردن و تکرار نکات، تاثير کلام انتقاد کننده از بين مي رود، بنابراين ضروري است که انتقاد را موجز و فشرده بيان کنيد تا مخاطب در وضعي قرار بگيرد که نکات مورد نظر را به خوبي درک کرده و نسبت به رفع نواقص و کاستي ها اقدام نمايد.
7- انتقاد مبتني بر واقعيت هاي عيني
به خاطر داشته باشيد که بسياري از انتقادها به آن دليل رد مي شوند که طرف مقابل فکر مي کند بي ارزش است. وقتي شما از واقعيتها براي طرح انتقاد استفاده مي کنيد، احتمال اينکه شخص مورد نظر، انتقاد شما را درک کند، بيشتر خواهد بود. بنابراين توصيه مي شود مبناي انتقاد خود را بر پايه واقعيتها قرار دهيد و نه ادراکهاي ذهني.
8- انتقاد در حيطه اختيارات و وظايف شخص مخاطب
وقتي مي خواهيد از برخي رفتار و اعمال شخصي انتقاد کنيد، اين نکته را به خاطر داشته باشيد که نکاتي را به عنوان انتقاد مطرح نماييد که در حيطه اختيارات و وظايف شخص مخاطب باشد، به طوري که وي بتواند در زمينه هاي مورد نظر شما، فعاليت نماييد و اشکالات کار را مرتفع سازد.
9- انتقاد بر حسب هدف مشترک
انتقادي سازنده خواهد بود که بر حسب هدف مشترک مطرح گردد. اگر انتقاد شما در جهت به انجام رسيدن مقصودي باشد که هر دو شما تلاش مي کنيد به آن دست يابيد، ممکن است درک آن براي شخص مخاطب، ساده تر باشد. بنابراين بهتر آن است که براي آنکه انتقاد شما سازنده باشد از کلماتي استفاده کنيد که بر همکاري تاکيد دارند و کمتر حالت رقابت جويي، جاه طلبي و سرزنش دارند. براي مثال در تهيه يک گزارش اگر همکار شما همکاري لازم را ندارد و مي خواهيد از او انتقاد کنيد اگر به او بگوييد: « اگر در زماني که من مشغول ويرايش متن گزارش هستم، شما نيز اطلاعات آماري را به صورت نهايي در بياوري، مي توانيم گزارش را سريعاً تهيه کنيم.» اثربخش تر خواهد بود تا اينکه بگوييد: «تا وقتي سريعتر آمارها را قطعي نسازي، من هم قادر نخواهم بود گزارش را به موقع به اتمام برسانم.»
10- انتقاد در پوشش «پيشنهاد»
انتقاد خود را در پوشش «پيشنهاد» و حتي «سئوال» مطرح کنيد تا شخص مخاطب راحت تر آن را بپذيرد.
11- پرهيز از کنايه در انتقاد
اگر قصد آن داريد که از يک شخص انتقادسازنده کنيد، از گوشه و کنايه زدن به شخص مخاطب جداً بپرهيزيد چرا که اين کار نشان دهنده آن است که شما از شخص عصباني هستيد نه از اينکه کار درست انجام نشده است. به همين دليل مخاطب در جبهه مخالف شما جاي خواهد گرفت و حتي اگر گفته هاي شما درست و منطقي هم باشد آنها را قلباً نخواهد پذيرفت.
12- پرهيز از افراط در انتقاد
در انتقاد کردن افراط نکنيد؛ يعني به شخص مخاطب نگوييد که از همه کارهاي او انتقاد داريد و هيچ يک از کارهاي او مورد تاييد شما نيست. براي مثال هيچ گاه نگوييد «مثل هميشه، شما کارتان را درست انجام نداده ايد»، يا « هيچ وقت نشده است که به کار شما اعتماد کنم» يا « براي صدمين بار است که به شما مي گويم…» . چرا که اين جملات مي رساند که شما منصف نيستيد و يا دقت نظر کافي در حل معضلات نداريد و در هر حالتي که شخص کاري را انجام دهد، شما باز از او انتقاد خواهيد کرد. بنابراين در انتقاد کردن از واژه هايي مانند «هميشه»، «هرگز»، «هيچ وقت» و … کمتر استفاده کنيد.
13- پرهيز از موضع دفاعي در انتقاد
در انتقاد سازنده نبايد موضع دفاعي گرفت؛ يعني براي انتقاد کردن پوزش نخواهيد چرا که اين امر مي رساند که شما در موضوعي که مورد انتقاد شماست، ترديد داريد.
14- پرهيز از موضع رياست در انتقاد
براي آنکه انتقاد شما سازنده باشد از ايفا کردن نقش رئيس، اجتناب کنيد. چرا که بيشتر کارکنان اگر احساس کنند همکارشان در هنگام انتقاد کردن نقش رئيس را ايفا مي کند، رنجش پيدا مي کنند. معني «رئيس بازي» آن است که شما به گونه اي رفتار کنيد که گويي با رابطه با شخص ديگر، اختيار (قدرت) رسمي داريد؛ در حالي که در حقيقت شما يک همکار يا مرئوس هستيد. براي مثال شما به همکار خود مي گوييد: «اگر اين کار را تا پايان ساعت اداري تمام نکني و به من تحويل ندهي بايد بعد از وقت اداري کار کني تا کار به اتمام برسد.»
15- تدبير مناسب در انتقاد از رييس
امکان دارد که در يک سازمان، شما بخواهيد از رفتار و اعمال منفي مدير و يا رئيس خود انتقاد کنيد. در اين مواقع براي آنکه انتقاد شما سازنده باشد توصيه مي شود انتقاد از رئيس را به عملکرد شغلي خود ربط دهيد؛ براي مثال به او بگوييد: رفتار شما -هر چند که قصد و نيت تان خوب است- دست و پاي مرا براي ارايه عملکرد شغلي مناسب، بسته است.
اين نکته را هم به خاطر بسپاريد که در انتقاد از رئيس خود، هرگز موضع رياست و يا موضع بالاتر را به خود نگيريد، چرا که اين کار ، امکان دارد به قيمت از دست دادن شغلتان تمام شود.
۱۳۸۷ فروردین ۱۱, یکشنبه
تشویق
بالاخره یكی از دو قورباغه، تسلیم گفته های دیگر قورباغهها شد و دست از تلاش برداشت. او بیدرنگ به داخل گودال پرتاب شد و مرد. اما قورباغه دیگر با حداكثر توانش برای بیرون آمدن از گودال تلاش میكرد. بقیه قورباغه ها فریاد میزدند كه دست از تلاش بردار. اما او با توان بیشتری تلاش كرد و بالاخره از گودال خارج شد.وقتی از گودال بیرون آمد، بقیه قورباغهها از او پرسیدند:«مگر تو حرفهای ما را نشنیدی؟»معلوم شد قورباغه ناشنواست. در واقع او در تمام مدت فكر میكرده دیگران او را تشویق میكنند.
۱۳۸۶ بهمن ۱۷, چهارشنبه
عجیب تر از عجیب
يک سوسک حمام ميتواند 9 روز بدون سر زندگي کند تا اينکه از گرسنگي بميرد.يک کوروکوديل نميتواند زبانش را بيرون در بياورد.حلزون ميتواند 3 سال بخوابد.به طور ميانگين مردم از عنکبوت بيشتر ميترسند تا از مرگ!اگر جمعيت چين به شکل يک صف از مقابل شما راه بروند، اين صف به خاطر سرعت توليد مثل هيچوقت تمام نخواهد شد. خطوط هوايي آمريکا با کم کردن فقط يک زيتون از سالاد هر مسافر در سال 1987 توانست 40000$ صرفهجويي کند.ملت آمريکا بطور ميانگين روزانه 73000 متر مربع پيتزا ميخورند.چشمهاي شترمرغ از مغزش بزرگتر است. بچهها بدون کشکک زانو متولد ميشوند. کشککها در سن 2 تا 6 سالگي ظاهر ميشوند. کوبيدن سر به ديوار 150 کالري در ساعت مصرف ميکند.پروانهها با پاهايشان ميچشند. گربهها ميتوانند بيش از يکصد صدا با حنجره خود توليد کنند در حاليکه سگها کمتر از 10 تا!ادرار گربه زير نور سياه ميدرخشد. تعداد چينيهايي که انگليسي بلدند، از تعداد آمريکاييهايي که انگليسي بلدند، بيشتر است!! دوئل کردن در پاراگوئه آزاد است به شرطي که طرفين خون خود را بر گردن بگيرند.فيلها تنها حيواناتي هستند که نميتوانند بپرند.هر بار که يک تمبر را ميليسيد 10/1 کالري انرژي مصرف ميکنيد.فورييه 1865 تنها زماني بود که ماه کامل نشد.کوتاهترين جمله کامل در زبان انگليسي I am است.اگر عروسک باربي را زنده تصور کنيد سايزش 33-23-39 و قدش 2 متر و 15 سانتيمتر خواهد بود با گردني 2 برابر بلندتر از يک انسان نرمال.تمام خرسهاي قطبي، چپ دست هستند. اگر يک ماهي قرمز را در يک اتاق تاريک قرار دهيد، کم کم رنگش سفيد ميشود. اگر به صورت مداوم 8 سال و 7 ماه و 6 روز فرياد بزنيد، انرژي صوتي لازم براي گرم کردن يک فنجان قهوه را توليد کردهايد.در مصر باستان افراد روحاني تمام موهاي بدن خود را ميکندند حتي ابروها و موژهها. کوتاهترين جنگ در تاريخ در سال 1896 بين زانزيبار و انگلستان رخ داد که 38 دقيقه طول کشيد.در 4000 سال گذشته هيچ حيوان جديدي رام نشده است.هيچوقت نميتواني با چشمان باز عطسه کني.تعداد انسانهايي که به وسيله خر کشته ميشوند، از انسانهايي که در سانحه هوايي ميميرند بيشتر است.چشمهاي ما از بدو تولد همين اندازه بودهاند، اما رشد دماغ و گوش ما هيچوقت متوقف نميشوند. هر تکه کاغذ را نميتوان بيش از 9 بار تا کرد.در هرم خئوپوس در مصر که 2600 سال قبل از مبلاد ساخته شده است، به اندازهاي سنگ به کار رفته که ميتوان با آن ديواري آجري به ارتفاع 50 سانتيمتر دور دنيا ساخت. اگرتمام رگهاي خوني را در يک خط بگذاريم، تقريبا 97000 کيلومتر ميشود.وقتي مگس بر روي يک ميله فولادي مينشيند، ميله فولادي به اندازه دو ميليونيم ميليمتر خم ميشود.آمريکا تا 50 ميليون سال ديگر دو نيم خواهد شد.عدد 2520 را ميتوان بر اعداد 1 تا 10 تقسيم نمود، بدون آنکه خارج قسمت کسري داشته باشد.30 برابر مردمي که امروزه بر سطح زمين زندگي ميکنند، در زير خاک مدفون شدهاند.تنها حيواني که نميتواند شنا کند، شتر است.شيشه در ظاهر جامد به نظر ميرسد ولي در واقع مايعي است که بسيار کند حرکت ميکند. در هر ثانيه بيش از 5000 بيليون بيليون الکترون به صفحه تلويزيون برخورد ميکند و تصويري را که شما تماشا ميکنيد، بوجود ميآورد.شانس شبيه بودن دو اثر انگشت، يک به 64 ميليارد است.يک ليتر سرکه در زمستان سنگينتر از تابستان است.قد انسان تا 20، 25 سالگي و گاها 40 سالگي بلند ميشود و از چهل سالگي به بعد، قد انسان هر دو سال حدود 6 ميليمتر کوتاه ميشود.فقط با از دست دادن يک درصد از آب بدن، احساس تشنگي ميکنيم!دهان انسان روزانه يک ليتر بزاق توليد ميکند.چيتا يا يوزپلنگ سريعترين حيوان خشکي است. او در عرض فقط 3 ثانيه 100 کيلومتر در ساعت سرعت ميگيرد. رکوردي که حتي سريعترين خودروهاي فراري هم نتوانستهاند بشکنند.کرمهاي ابرشيم در 56 روز، 86 هزار برابر خود غذا ميخورند. تنها قسمت بدن که خون ندارد، قرينه چشم است. شتر در 3 دقيقه 95 ليتر آب ميخورد
۱۳۸۶ بهمن ۱۵, دوشنبه
کارگر ژاپنی
یک کارگر ژاپنی در پاسخ " چه انگیزه ای باعث شده است که وی سالانه حدود هفتاد پیشنهاد فنی به کارخانه بدهد ؟ " جواب داد : این کار به من این احساس را می دهد که شخص مفیدی هستم ، نه موجودی که جز انجام یک سلسله کارهای عادی روزمره فایده دیگری ندارد.
مسئولین با کارگرها خوب وصمیمی بودند وکارگرها هم از آنها اطاعت می کردند . مسئولین در آنجا به همه افراد توجه می کردند . در آنجا مسئولین رفتارشان به گونه ای بود که کارگر به کارش علاقمند می شد ، به نحوی که اگر یک روز سر کارش نمی آمد دلش برای همکاران ، محل کار وحتی دستگاهی که با آن کار می کرد تنگ می شد . مسئول ، وقتی می خواست کاری را به کسی بسپارد ، نخست ساعتی آن کار را با وی انجام می داد وقتی مطمئن می شد وی آن کار را یاد گرفته است می پرسید: بروم ؟ و سپس می رفت . آنها هیچ وقت نمی گغتند بیا این کار را انجام بده ، می گفتند ممکن است به ما کمک کنید ؟ یا می گفتند بیایید این کار را با هم انجام دهیم . مدیران سعی می کردند الگوی رفتاری کارکنان باشند . مثلا مدیر وقتی می دید قسمتی از کارخانه کثیف است یک حوله سفید به پیشانی می بست و آنجا را جارو می کرد . در آنجا حتی اعضای خانواده صاحب کارخانه هم دوشادوش کارکنان کار می کردند . هیچکس از صاحب کارش نمی ترسید . همه سعی می کردند کار خوب ارائه دهند و از این می ترسیدند که کارشان خراب شود ودیگران فکر کنند که فلانی کارش بد است . اگر کاری خراب می شد مدیر داد و فریاد راه نمی انداخت و کارگر را جلوی دیگران خوار نمی کرد ، بلکه برای او به آرامی شرح می داد که بهتر نیست کار را به این طریق انجام می دادی ؟ اگر در ماه کسی غیبت نمی کرد و کارش را خوب انجام می داد مبلغ قابل توجهی به او پاداش می دادند . این باعث می شد کارگر تشویق شود و مرتب و منظم سرکارش حاضر شود .
زمانی برای صحبت کردن و ارتباط با کارگر در نظر گرفته می شد . سرپرست لحظاتی را در حین کارکردن به بهانه آموزش دادن با کارگر حرف می زد تا روحیاتش را بهتر بشناسد . کارگر وقتی مشکلی داشت با سرپرست خود صحبت می کرد تا مشکلات برای حل به بالاتر انعکاس پیدا کند . وقتی به اضافه کاری نیاز بود مستقیم به کسی نمی گفتند اضافه کار بمانید بلکه صبح در حین صحبت به یک نفر می گفتند امروز کار زیاد است و افراد دیگر به خود اجازه نمی دادند محیط را ترک کنند ، می ماندند تا کار را به اتمام برسانند . صاحب کارخانه هیچوقت لفظ کارگرهایم ، یا کارخانه ام را به کار نمی برد . آنجا از یک کارگر معمولی تا صاحب کارخانه همه لفظ کارخانه مان را به کار می بردند . وقتی سودی وارد کارخانه می شد این سود نسبت به میزان حقوق بین همه توزیع می شد. در آنجا کارگران معتقدند اگر خوب کار کنند سود کارخانه بیشتر می شود اگر سود بیشتر شود شرکتشان گسترش می یابد شرکت که گسترش یابد اعتبارشان در کشور بالا می رود . لذا همه دست به دست هم تلاش می کنند . دنیای آنها دنیای همدلی و همکاری است . آنها تعطیلاتی دارند به اسم «گلدن ویک» که تقریبا هر چهار ماه در کل ژاپن، چند روز کارخانجات تعطیل است . مسئولین کارخانه یک شب قبل از تعطیلی ، همه کارگران را جمع می کنند و می روند بیرون، جشن کوچکی می گیرند و وقتی می خواهند حقوق کارگران را بدهند از آنها قدر دانی می کنند و این حسن نیت باعث می شود که حتی خارجی ها هم برای آنها خوب کار کنند.
با آنکه در شرکت های تولیدی ژاپن ، قسمتی وجود دارد به نام کنسا (کنترل کیفی ) ، که این قسمت نبض هر کارخانه است ، هر فردی سعی می کند کنترل کننده کار فرد قبلی باشد لذا همه سعی می کنند قطعه خوب و بی نقص ارائه دهند . کارگری که قطعه ای را تولید می کند به چشم یک خریدار به آن نگاه می کند . اگر کاری خراب شود کسی از صاحب کارش نمی ترسد بلکه چون می داند نفر بعدی که برای مرحله بعدی کار را تحویل می گیرد مجددا کنترل می کند و اگر کار ایراد داشته باشد آن را عودت می دهد، سعی می کند کار را به بهترین شکل انجام دهد . در واقع در خط تولید ، هر بخش نسبت به بخش دیگر مثل مشتری است.
برای حفظ روحیه کارکنان محل کار معمولا در اماکن آفتابگیر و مشرف به مناظر طبیعی احداث می شود و ناهارخوری را هم در قسمت فوقانی و دارای چشم انداز بنا می کنند.
در آنجا از کارکنان می پرسند به نظر شما امروز کار را چگونه انجام دهیم تا در کار پیشرفت داشته باشیم . مسئولین در آنجا ادعا نمی کنند که همه کارها را فقط خودشان بلدند تا کارگرها بتوانند به راحتی نظر بدهند . اگر کسی پیشنهادی برای تسهیل در کار و افزایش بهره وری ارائه دهد با او آنقدر خوب برخورد می شود که شخص مرتبا به دنبال ارئه نظر در جهت ارتقای کارش است و اگر کسی پیشنهادی بدهد که عملی باشد با دادن جایزه از او تقدیر می شود .
اگر کارگری در حین کار متوجه شود قطعه ای اندازه یک دهم میکرون ایراد دارد ، سریع به صاحب کار اطلاع می دهد . صاحب کار ، به مدیر شرکت تامین کننده قطعه اطلاع می دهد . آن مدیر حتی اگر با کارخانه فاصله زیادی داشته باشد خودش را در همان روز به کارخانه می رساند تا عذر خواهی و جبران کند .
هیئتی برای یک دوره آموزشی به کارخانه تویوتا ژاپن رفته بودند . آنها تعریف می کنند که : ما با مشاهده خطوط تولید ، نظم و انضباط حاکم ، روش کار، نحوه تولید ، و ... چنان به شعف آمده بودیم که به فیلمبرداری مشغول شدیم . اما مدرس ما به ما گفت : فیلمبرداری و سپس دیدن آن به شما چیزی نخواهد آموخت و فقط جنبه نمایشی دارد . شما باید چیزی ورای آنچه می بینید، را ببینید! آنچه که قابل رویت نیست، و آن روح حاکم بر محیط کار است !
ژاپنی ها گرایش دارند که خود را با کارشان هماهنگ کنند . هنگامی که از آنان پرسیده شود شما کی هستید ؟ در پاسخ به ترتیب نام خود و نام شرکت یا سازمانی که در آن کار می کنند را خواهند گفت . حتی یک استاد دانشگاه که اقتصاددان است ،خواهد گفت : من استاد دانشگاه توکیو هستم . ژاپنی ها چون خود را عضو جامعه سازمانی می پندارند از کار اضافه برای شرکتشان سرباز نخواهند زد و هرگاه لازم باشد کارهای شخصی خود را فدا خواهند کرد . هنگامی که در آمد شرکت ناچیز باشد ، آنان به افزایش دستمزد اندک تن خواهند داد ، زیرا آنان خوب می دانند که اگر شرکتشان نتواند به دلیل دستمزدهای بالا به رشد ثابتی دست یابد ، در آمد آنان در دراز مدت کاهش خواهد یافت .
ادوین لند، مخترع دوربین عکاسی پولاروید، حدودا پانزده سال اول حیات شرکت پولاروید ، اداره آن را به عهده داشت . وقتی شرکت به طور فزاینده ای رشد کرد ، ادو ین لند ، اقدام به تشکیل تیم مدیریت ارشد شرکت نمود .
نکته جالب توجه اینجاست که وی به این نتیجه رسید که خودش فرد مناسبی برای عضویت در این تیم نیست ، بلکه حمایت و مشارکت در نوآوری عملی ، نقشی بود که برای خود در نظر گرفت . و در این شرکت آزمایشگاهی برای خود ساخت و خود را مدیر مشاور شرکت در تحقیقات پایه معرفی کرد.
۱۳۸۶ بهمن ۳, چهارشنبه
تقویت روحیه
اهداف احساسات و محدودیت های خویش را بشناسید و با آرامش با آنها برخورد نمایید.
1) خود را بشناسیدامروزه پیشنهاد سقراط که در قر ن پنجم قبل از میلاد که در آن متنی بر خودشناسی ارایه شد به قوت خود پا برجاست.
اهداف احساسات و محدودیت های خویش را بشناسید و با آرامش با آنها برخورد نمایید. خواه از طریق مطالعه , خواه از طریق اندیشیدن و تفکر, سعی منید بعضی راه های که باعث شناخت شما از خودتان و اینکه چه چیزهایی شما را خوشحال می کند پیدا کنید.
چنانچه به این توصیه عمل کنید , بهتر قادر به کنترل زندگی و مشکلات پیش روی خود خواهید بود.
۲) به خودتان ارزش بدهید و به خود اعتماد داشته باشید.ممکن است سخت به نظر برسد اما سعی کیند رفتارتان گویای این باشد که از خودتان مواظبت می کنید.
حتی اگر همیشه احساس عدم اطمینان می کنید , برخورد و رفتار مثبت را به دنیای اطراف هدیه دهید. برخورد مردم با شما متاثر از رفتار و پوشش شماست.
بنابراین خود ارزشی و خود اعتمادی را به نمایش بگذارید تا احترام را برای شما به ارمغان آورد.
۳) بیش از حد توانتان کار نکنیدهمه ما با سخت کوشی , خواهان تامین امنیت و رفاه خانواده مان هستیم. اما مهم این است که تعدل را در زندگی حفظ کنیم.
معمولا آن چه از نظر مالی دنبال می کنیم با آن چه که تحقق می یابد یکسان نیست. اگر برای شما تامین معاش مهمتر از صرف وقت با عزیزان یا لذت بردن از زندگی است, بهتر است در تعیین اولویت ها بازنگری است, بهتر است در تعیین اولویت ها بازنگری کنید. سعی کنید برقراری تعادل را از کسی که بین زندگی شغلی و خانوادگی اش این توازن را ایجاد کرده بیاموزید یا اینکه با خانواده یا دوستانتان راج به تاثیرات شغلی تان بر روی آن ها صحبت کنید.
۴) از افراد منفی دوری کنیداز ارتباط مسموم که در شما احساس ناراحتی , عصبانیت یا نا امنی می کند اجتناب کنید. ممکن است سخت به نظر آید اما ارتباط خویش را باکسانی مه برای شما افسردگی به ارکغان می آورند به حداقل برسانید, کسانی که اکثرا محبتهای دریافتیرا بدون پاسخ می گذارند و یا کسانی که دائما از شما انتقاد می کنند.
صداقت سخنان چنین افرادی را مورد ارزیابی قرار دهید تا ببینید که میزان حقایق موجود در سخنانشان تا چه حد بر اساس ارتباطی مثبت و خوش بینانه است. اگر کسانی شما را تحت فشار روانی قرار می دهند صریحا از آنها بخواهید شما را رها نمایند.
۵) مثبت فکر کنیدسعی کنید از حداکثر توانایی هایتان استفاده کنید و به قدرت خویش اتکا کنید. علایق شخصی تان را با مطالعه و گذراندن کلاسها توسعه دهید.
علایق جدید را امتحان کنید و شکست هایتان را به کار گیرید. همه ما بخشی از اوقاتمان را از دست داده ایم اما افراد موفق از شکست هایشان درس آموخته اند و مغلوب شکست شان نشده اند.اگر شما توانایی هایتان را به خوبی توسعه دهید و نقش مثبتی داشته باشید واقعا قادر به تغییر موقعیت های منفی به موقعیت های مثبت خواهید بود.
۶) ورزش ورزش ورزشیک رژیم غذایی مناسب و قدری فعالیت بدنی روزانه , اعم از اینکه پیاده روی آرام باشد یا کار بیرون, فشار و اضطراب را تخفیف می دهد و روحیه را شاداب نگه می دارد.
ورزش و تمرینات بدنی, افراد را از احساس برتری طلبی رهایی و توانایی های سرکوب شده ذهن را ترقی می دهد. همین امر منجر به جلوگیری از افسردگی می شود. برای اشخاص متفاوت ورزشهای مناسب آنها وجود دارد.
تمرینات کششی و یوگا برای تخفیف فشار بسیار مناسبند. بعضی تمرینات نی تواند به رفع عصبانیت کمک کنند. البته ورزش بیرون از منزل فواید مضاعفی دارد, نور آفتاب در بهبود روحیه و تخفیف افسردگی کمک موثری محسوب می شود.
۷ ) بخشی از اوقاتتان را تنها بگذارید.لذت از جمع دوستان و تنهایی دو بخش از زندگی اند که برای تقویت روحیه بسیار مهم اند. برای معنا بخشیدن و ایجاد شور در زندگی به دیگران کاملا مشروط به وجود دیگران باشد. علاوه بر گذراندن ۲۰ دقیقه در حمام , گوش دادن به موسیقی یا خروج از منزل به قصد لذت بردن از طبیعت , زمانی برای لذت بردن از تنهایی خویش صرف کنید.
چنانچه این امر را سخت یافتید ممکن است با توسل به اجتماع از مشارکت در موضوعات مهم دوری کنید.
۸) به دیگران کمک کنید و اجازه دهید دیگران به شما کمک کنند.وقتی مشکلاتتان طاقت فرسا به نظر می رسد نشان دهید که کمک دیگران می تواند اضطراب و دلواپسی شما را بر طرف کند, بنابر این مشکلاتتان را کاملا در منظر دیگران قرار دهید. کمک بلا عوض در مسائل اجتماعی یا کمک به دوستان نیز می تواند به سود شما تمام شود.
اگر در مقابل کمکی کخ دریافت کرده اید به همان میزان به دیگران مساعدت نمایید دامنه مناسبی از دوستان و اقوامی را بسط داده اید که شریک اوقات خوش شمایند و مدد کاران زمان تنگی و سختی تان.
۹) ارتباط و مراوداتبا روشی روشن و در عین حال همراه با آرامش و متانت , احساساتتان را به خانواده , دوستان و مدرسه تان بیان کنید و با دقت کامل به جواب آن ها گوش فرا دهید. هرگز خود را تحت فشاری که ناشی از عدم بیان احساساتتان است قرار ندهید. چرا که این فشار , انفجار ناگهانی در پی خواهد داشت و دیگران بدون کوشش و تلاشی شمارا خواهند شناخت.
عصبانیتی را که باعث پریشانی و دانستن نقاط ضعف شما می شود کنترل کنید. هرگز اجازه ندهید دیگران ذهن شما را بخوانند.
۱۰) موقع احتیاج , کمک بطلبیدافرادی را پیدا کنید که هنگام مشکلات بتوانند با آنها مشورت کنید .چنانچه پس از مشورت با دوستانتان و خانواده , مشکلاتتتان همچنان طاقت فرسا جلوه می نماید و احساس عدم آرامش می کنید , با مشاورینی صحبت کنید
که خواهان کمک و یاری به شمایند. اگر احساس عدم امنیت , نگرانی یا ناراحتی و پریشانی می کنید فورا از یک مشاور متخصص کمک بطلبید.
.png)



